۱۰ بهمن ۹۷ ، ۰۸:۰۰
باید خودمان باشیم و برای خودمان زندگی کنیم نه دیگران!
دست های ما
دو شاخه اسیر
از دو تا درخت دور
در دو جنگل جداست...
ای شکوفه های سرخ تو، آرزوی برگ های زرد من!
از قضا اگر تبر،
-از سر ملاطفت-
از تنه، من و تو را رها کند
باز ما دو پایه می شویم
گیر کرده در دو سمت صندلی
باز هم
ما به هم نمی رسیم...
پی نوشت:
ادامه رابطه و حیات این دوست داشتن به یک ساختار نیازمند است! اگر من رو دوست داری و میخوای چیزی حیات داشته باشه من ازت انتظارهایی دارم که میخوام تامین شون کنی، من در هر حالتی تو رو همراهی کردم، اگر میخوای من رو همراهی کنی من نیاز دارم چیزایی که میخوام تامین بشه. چیزهای عجیب و غریبی هم نیست و من دوست دارم یه سری چیزا رو تغییر بدم؛ اگر واقعا میخوای بهم اطلاع بده و هر چیزی که میخوام برای بهتر شدن تو هست.
در ضمن من از تو بی خبر نیستم و پیگیرت هستم...
۹۷/۱۱/۱۰