یک نفر را خیلی دوست داشته باشم
یک نفر را خیلی دوست داشته باشم ، باید بتوانم بخندانمش . باید ساعتی در خیابان ها راه برویم و بخندیم . یک نفر را خیلی دوست داشته باشم ، باید حتماً بتوانم خوشحالش کنم ، باید بتوانم زیر باران و بی چتر با او بروم ، با او بروم سینما ، تئاتر ، کافه ، پیک نیک و خرید . یک نفر را خیلی دوست داشته باشم باید در آغوش بکشم ، با موهایش بازی کنم ، از اخمش عکس بیندازم ، غرغرهایش را بشنوم ، به شانه هایم مومن باشد و به شانه هایش مومن باشم . باید حمایتش کنم . باید بی هیچ قید و شرطی دوستش داشته باشم .
یک نفر را که خیلی دوست داشته باشم ، باید بتوانم احساسی را در او به وجود بیاورم که همیشه در کنار من ، خود حقیقی اش باشد ، راحت حرفش را بزند ، ناراحت شود و قهر کند و بداند که این هیچ از دوستی مان نمی کاهد . یک نفر را که خیلی دوست داشته باشم ، با او ریشه می دوانم بی آنکه ریشه هایم دور ریشه هایش را فرا گیرد.