یک نفر را که خیلی دوست داشته باشم ۲
یک نفر را که خیلی دوست داشته باشم ، باید بتوانم مدت زیادی با او تنها باشم . باید بگذارم از چیزهای کوچک لذت ببریم . باید برایش کتاب بخوانم ، شعر بخوانم و آسمان را تماشا کنم . یک نفر را که خیلی دوست داشته باشم باید بتوانم غافلگیرش کنم ، باید خطوط روحش را بشناسم و بدانم چه چیزی خوشحال می کند. باید با ذائقه اش همراه شوم . غذای مورد علاقه ی او و حسی که به این غذا دارد را بدانم . باید بدانم دوست دارد زمان گریه کردن در آغوش کشیده شود و یا تنها باشد .
یک نفر را خیلی دوست دارم ، یک اسم خاص دارد برای من که گاهی صدایش کنم . یک آهنگ خاص دارد که مرا یادش بیندازد . یک کتاب که لا به لای سطورش او خوابیده باشد . یک جای خاص که او را یادم می اندازد . یک نفر را که خیلی دوست داشته باشم باید یک جای خاص داشته باشم با او ، یک جایی برای "ما" ، یک جایی که گاهی تنهایی برویم و در دوست داشتن هایمان تنها باشیم .
یک نفر را خیلی دوست داشته باشم باید بتوانم به آرامش رهنمون کنم . به آرامش تنهایی خودش.