دوستت دارم و این را به خدا هم گفتم ...
دوستت دارم . شاید این را هزار بار از دهان شاعران قبل از من و هم عصر من شنیده باشی . شاید در تئاترهای عاشقانه ، در فیلم ها مردی را دیده باشی که رو به روی زنی ایستاده است و می خواهد به هزار زبان پیدا و نا پیدا به او بگوید که چقدر دوستش دارد . تمام این ها را هم از زبان بی کلک شاعران و هم در فیلم ها دیده ای و شنیده ای . حتی از زبان مبارزان تاریخ شرق و غرب شنیده ای که تمام خیر خواهی هایشان از دوست داشتنی بی کلک شروع شده است تا همان لحظه ای که تیربارانشان کرده اند . در تمام لحظه هایشان پای دوست داشتن و عشق هایشان مانده اند . فرقی نمی کند . میان آدم ها همیشه آن هایی که راست گفته اند . پای عشق هایشان مانده اند و مرده اند و تمام شده اند . این را می توانی از سربازی سر بلند که گلوله هایش را در هیچ کجای دنیا به نا حق شلیک نمی کند بپرسی . حتی از کارگر های ساختمان های بلند که هر سال برای غم سفره کودکانشان از برج ها سقوط می کنند و می میرند سوال کنی . بعد مطمئن می شویی آنها هم با من هم عقیده اند .
دوستت دارم . شاید این را هزار بار از دهان شاعران قبل از من و هم عصر من شنیده باشی . ولی من از تمام آنها عاشق ترم . حتی خسته تر و رنج دیده ترم . شاید تا به حال برایت نگفته باشم ولی هنوز هم دست هایم بوی کابلی را می دهد که معلم عربی کلاس دوم راهنمایی از خشم و کینه اش به کف دست هایم می زد و حالا همین دست ها دارند برای تو شعر می نویسند . همین دست ها سمتت دراز شده اند که بگیریشان و تمام دردهایشان را تسکین بدهی . همین دست ها در فکر گرفتن دست های تو شانه به شانه شب می نویسند و ترانه های غربتشان را مکرر می شوند و انگار بی تو هر لحظه پایان جهان است . بی هیچ خانه و آشیانه ای بی هیچ خاطره ای از لبخند و بوی تو و پایان دنیا همین تکرار تلخی است که از نبودن عشقی متلاطم می شود و حفره های سینه را از غم و غصه می انبارد.
من تو را دوست دارم کنار خویش آزاد و سر بلند . بی هیچ انتظاری ، بی هیچ بوسه ای ، بی هیچ اشتیاق آغوشی . اما تو که می دانی خاصیت عشق همین است . بخواهی یا نخواهی بوسه ها و آغوش ها را در شرافتی خرم به زیر سقف خانه ها می کشاند و این تنها از عشق بر می آید . دوباره و هزار بار دیگر برایت می گویم که من تو را به اندازه ی قطره قطره های اقیانوس های دنیا . به اندازه ی زیبایی ماه در شب چهاردهمش و به اندازه ی موهای سپید مادربزرگم . حتی به اندازه ی تعداد کودکان فقیر در چهار راه های انتظار و به درازای نوار قلب پدران پیر سر زمینمان دوستت می دارم .