انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

درباره بلاگ

پیرزن‌هایی در هزارویک شب هستند که آدم‌های عاشق را به وصال می‌رسانند. البته این‌ها فرق دارند با پیرزن‌های مکاری مثل ذات‌الدواهی در حکایت ملک نعمان‌. این پیرزن‌ها با چند سکه چنان عزم‌شان را در وصلت عاشقان جزم می‌کنند که حتی سرنوشت هم کوتاه می‌آید و تقدیر عوض می‌شود. اگر چند تا از همین پیرزن‌ها توی شهر بودند، بین دستفروش‌های مترو، در شلوغی بازار، میان روزمرگی دیگران چقدر خوب می‌شد. آن وقت لابد آدم‌هایی مثل شمس‌النهار و علی بن بکار هم پیدا می‌شدند که شب و روز در عشق هم تب کنند. حتماً روزی چند بار در شعف چشم‌هایی که برای هم برق می‌زدند ما هم به زندگی امیدوار می‌شدیم و چیزهایی را باور می‌کردیم که حالا به رؤیا و به خیال می‌مانند. راستش شهر ما به قصه‌های عاشقانه نیازمند است و این را نمی‌شود در هیچ روزنامه‌ای آگهی کرد.

مگر هر روز روزنامه ها چاپ نمی کنند که دیکتاتورها به شهرهای فقیر نشین حمله کرده اند . مگر هر روز در مطبوعات نمی خوانیم که شهری را به بمب بسته اند . مگر هر سال در لیست خبرهای اندوهگین جهان نمی خوانیم که به دختران جوان تجاوز شده است . هر سال می گذرد ما نوروز هایش را جشن می گیریم . و تمام این اتفاقات تمام می شود . عده ای می میرند . عده ای زخمی می شوند . ولی عده ای دیگر می مانند و با رنج و اندوه زندگی می کنند . اندوه اینکه شرف را از دامانشان گرفته اند مردانی که مغزشان و دل سگ دینشان فاحشه خانه بود . بعد کم کم زخم هایشان تاول می زند در دامان آلوده ی شهر . و تا آخر عمرشان می ترسند حتی یک بار دیگر شبی را در خیابان ها قدم بزنند . و تازه این ترس هیچگاه از زندگیشان نمی رود . و هیچ کس هم نیست جوابی برای ترس هایشان داشته باشد . هر چه باشد شعار است و دروغ که هیچ کس باورش نمی کند .این ها تمام اتفاقاتی است که هر سال می افتد . ما از رادیو می شنویم . از روزنامه می خوانیم و در مطبوعات می نویسیمش . و هر سال هزار بار به خاطرشان گریه می کنیم . این ها هیچ کدامشان اتفاق های خوبی نیست .

برای همین است که من فکر می کنم تنها اتفاق با عظمت جهان زمانی است که انسانی انسان دیگری را دوست داشته باشد . بی هیچ توقعی . بی هیچ بوسه و آغوش و لبی . فقط مراقبش باشد. حواسش را جم کند که مبادا غصه ای داشته باشد . دستش را بگیرد از دره های مشکوک زندگی عبورش بدهد . برایش لباس های گرم بخرد که مبادا سرمای زمستان به استخوانش بریزد . خانه را برایش گرم کند . نگاهش کند . وقتی حرف میزند به حرف هایش توجه کند . برایش وقت بگذارد . کاری کند که کسی در این دنیای بزرگ کنارش در آرامش باشد . این تنها اتفاق با عظمت جهان است اگر قرار باشد اتفاق با عظمتی بیوفتد و آرامش را به جهان باز گرداند .


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۱۵
زهرا اشرفی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی