انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

درباره بلاگ

پیرزن‌هایی در هزارویک شب هستند که آدم‌های عاشق را به وصال می‌رسانند. البته این‌ها فرق دارند با پیرزن‌های مکاری مثل ذات‌الدواهی در حکایت ملک نعمان‌. این پیرزن‌ها با چند سکه چنان عزم‌شان را در وصلت عاشقان جزم می‌کنند که حتی سرنوشت هم کوتاه می‌آید و تقدیر عوض می‌شود. اگر چند تا از همین پیرزن‌ها توی شهر بودند، بین دستفروش‌های مترو، در شلوغی بازار، میان روزمرگی دیگران چقدر خوب می‌شد. آن وقت لابد آدم‌هایی مثل شمس‌النهار و علی بن بکار هم پیدا می‌شدند که شب و روز در عشق هم تب کنند. حتماً روزی چند بار در شعف چشم‌هایی که برای هم برق می‌زدند ما هم به زندگی امیدوار می‌شدیم و چیزهایی را باور می‌کردیم که حالا به رؤیا و به خیال می‌مانند. راستش شهر ما به قصه‌های عاشقانه نیازمند است و این را نمی‌شود در هیچ روزنامه‌ای آگهی کرد.

من یاد گرفته بودم گوسفند ها را بشمارم و بخوابم... از خانه روستاییم بیایم پایین... از دورترین گوسفند شروع کنم ... نزدیکتر بیایم ...نزدیکتر ... و عادت کنم که هر بار با نزدیک‌تر شدن همه چیز یادم برود... اینکه تا حالا چقدر شمرده ام ... چندتا مانده ؟؟؟

هربار  وقتی کنار پنجره می‌ایستادی و نی می‌زدی٬ من مست صدای نی‌ات می‌شدم... و هرشب به بهانه 10 گوسفند بیشتر نزدیکتر می آمدم تا عاشقت شدم انقدر عاشقت شدم ک شبها به جای خواب ترجیح میدادم کنارت بنشینم  به صدای سازت گوش کنم... این بود ک دست به دامن آسمان و ستاره هایش شدم... برای خوابیدن٬ هر شب به بهانه ۱۰ ستاره بیشتر از تو دور شدم  تا به ماه رسیدم... نمیدانی چه جای خوبیست حالا هرشب فکر میکنم چطور تو را بیاورم اینجا و در آغوشت بمیرم ...؟

موافقین ۰ مخالفین ۱ ۹۷/۰۳/۱۷
زهرا اشرفی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی