انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

درباره بلاگ

پیرزن‌هایی در هزارویک شب هستند که آدم‌های عاشق را به وصال می‌رسانند. البته این‌ها فرق دارند با پیرزن‌های مکاری مثل ذات‌الدواهی در حکایت ملک نعمان‌. این پیرزن‌ها با چند سکه چنان عزم‌شان را در وصلت عاشقان جزم می‌کنند که حتی سرنوشت هم کوتاه می‌آید و تقدیر عوض می‌شود. اگر چند تا از همین پیرزن‌ها توی شهر بودند، بین دستفروش‌های مترو، در شلوغی بازار، میان روزمرگی دیگران چقدر خوب می‌شد. آن وقت لابد آدم‌هایی مثل شمس‌النهار و علی بن بکار هم پیدا می‌شدند که شب و روز در عشق هم تب کنند. حتماً روزی چند بار در شعف چشم‌هایی که برای هم برق می‌زدند ما هم به زندگی امیدوار می‌شدیم و چیزهایی را باور می‌کردیم که حالا به رؤیا و به خیال می‌مانند. راستش شهر ما به قصه‌های عاشقانه نیازمند است و این را نمی‌شود در هیچ روزنامه‌ای آگهی کرد.

۰۱ تیر ۹۷ ، ۱۱:۲۵

جمعه ...

جمعه ی ساکت، جمعه ی کسالت، جمعه ی طولانی، جمعه ی خستگی، جمعه ی گیج، جمعه ی مثل همیشه؛ از روی تخت که بلند شدم حس کردم سرماخوردگی من را در آغوش گرفته، از سکوت خانه ترسیدم، یک لیوان آب جوش را با یک بسته سوپ آماده الیت مخلوط کردم، یک نخ سیگار کشیدم، یک لیوان چای غلیظ خوردم، دو عدد سرماخوردگی بزرگسالان خوردم، لباسی گرم را تن کردم، پتو را دور خودم پیچیدم، پشت پنجره نشستم و خمیازه کشیدم، در حالی که گوش هایم داغ شده بود و پیشانی ام از شدت تب عرق کرده بود؛ فکر کردم به این که سرماخوردگی چقدر می تواند غم انگیز باشد، مثل اندوهِ سرد یک زمستان بی برف؛ مثل این که چرا در این لحظات تو نیستی که دست هایت را بگذاری روی پیشانی داغم و بگویی که خوب می شوم .. برایم چای بیاوری، چند صفحه کتاب بخوانی و من را بغل بگیری ...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۰۱
زهرا اشرفی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی