۰۴ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۴۱
نبض میتواند خارج از عرف عمل کند
نبض میتواند خارج از عرف عمل کند. تند باشد. کند باشد. دیوانهای باشد برای خودش. میتواند فریاد بزند، سکوت کند، لبخند بزند، بغض کند اصلا. بغض میکنم. برای تو. بغض میکنم از این حجم احساساتی که توان به زبان آوردنش نیست. بغض میکنم از این حس نابی که توی تنم جریان دارد، آن هم در این روزگار سگمصب. من از تمام شهر فرار میکنم. من از تمام صداها، از تمام آدمها، از نرخ دلار، از کاهش سهم بورس، از لحن آقای اخبارگو، من از تمام امیدها و کلیدها و تکرارها فرار میکنم. بازماندهای که جز شانههای زنانه ی تو، پناهگاه دیگری نمیخواهد. پناهگاه ابدی پسری که از تمام شهر فرار میکند، تا گوشهایش را به صدای آرام نفسهایت برساند، بغض کند از حس ناب داشتنت، آرام بگیرد. آرام میگیرم.
۹۷/۰۵/۰۴