انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

درباره بلاگ

پیرزن‌هایی در هزارویک شب هستند که آدم‌های عاشق را به وصال می‌رسانند. البته این‌ها فرق دارند با پیرزن‌های مکاری مثل ذات‌الدواهی در حکایت ملک نعمان‌. این پیرزن‌ها با چند سکه چنان عزم‌شان را در وصلت عاشقان جزم می‌کنند که حتی سرنوشت هم کوتاه می‌آید و تقدیر عوض می‌شود. اگر چند تا از همین پیرزن‌ها توی شهر بودند، بین دستفروش‌های مترو، در شلوغی بازار، میان روزمرگی دیگران چقدر خوب می‌شد. آن وقت لابد آدم‌هایی مثل شمس‌النهار و علی بن بکار هم پیدا می‌شدند که شب و روز در عشق هم تب کنند. حتماً روزی چند بار در شعف چشم‌هایی که برای هم برق می‌زدند ما هم به زندگی امیدوار می‌شدیم و چیزهایی را باور می‌کردیم که حالا به رؤیا و به خیال می‌مانند. راستش شهر ما به قصه‌های عاشقانه نیازمند است و این را نمی‌شود در هیچ روزنامه‌ای آگهی کرد.

۱۰ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۲۸

آه ...

شعر فاصله‌ای است تلخ

از چشمان تو 

تا به زخمی چند 

به درازای مقصد نامه‌ای بی‌مخاطب

از دستان پیرمردی

که سال‌هاست آغوش محبوب خود را 

هر یکشنبه هست‌گونه

در می‌نوردد


عشق مسجدی است 

متروک

که به تمنای ذکری نشسته


و من 

آخرین قایقران شهر 

در کنار این خشکیده رود

به کوه می‌نگرم

به امید باران


و تو 

که نگاهت شیرین‌ترین شعر است و 

آغوشت عاشقانه‌ترین نامه  و 

لب هایت، 

به دقیقه‌ی ادای لبخندی

عشق‌ترین ذکر


مرا آرام‌تر از این بخواه

تا که خروش این رود را 

دست در دست 

پهلو به پهلو 

به وقت بی‌غم‌ترین غروب‌هایش 

در پایاترین قایق 

نظاره‌گر باشیم

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۱۰
زهرا اشرفی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی