انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

درباره بلاگ

پیرزن‌هایی در هزارویک شب هستند که آدم‌های عاشق را به وصال می‌رسانند. البته این‌ها فرق دارند با پیرزن‌های مکاری مثل ذات‌الدواهی در حکایت ملک نعمان‌. این پیرزن‌ها با چند سکه چنان عزم‌شان را در وصلت عاشقان جزم می‌کنند که حتی سرنوشت هم کوتاه می‌آید و تقدیر عوض می‌شود. اگر چند تا از همین پیرزن‌ها توی شهر بودند، بین دستفروش‌های مترو، در شلوغی بازار، میان روزمرگی دیگران چقدر خوب می‌شد. آن وقت لابد آدم‌هایی مثل شمس‌النهار و علی بن بکار هم پیدا می‌شدند که شب و روز در عشق هم تب کنند. حتماً روزی چند بار در شعف چشم‌هایی که برای هم برق می‌زدند ما هم به زندگی امیدوار می‌شدیم و چیزهایی را باور می‌کردیم که حالا به رؤیا و به خیال می‌مانند. راستش شهر ما به قصه‌های عاشقانه نیازمند است و این را نمی‌شود در هیچ روزنامه‌ای آگهی کرد.

۲۳ مرداد ۹۷ ، ۰۳:۱۹

روز عشق ...

سیصد و شصت و پنج روز که چیزی نیست جانِ جانان! آن روزی که چشم هایت را کاشت وسطِ زندگیِ من، به خودم قولِ ایستادگی های هزاران ساله دادم. جانم سخت شد برای رسیدن. فهمیدم که یک خبری شده. شصتم خبردار شد که آواره شده ام. سالها بود می خواستم مرد شوم و پا نمی داد! پای چشم هایت که آمد وسط، درسم را شروع کردم. دویدم. نرسیدم. خِشتم خاک شد و خاکم را داشت باد می برد کم کم. می خواستم مرد شوم. نه از آن مردهایی که بی خودی مردند. می خواستم مردی باشم که نمی گذارد ته دل تو چیزی بلرزد. می خواستم آنقدر مرد شوم که تو بتوانی بگویی مَردم! که بتوانی بیایی و باشی. شد به گمانم. خاکم را کم کم با پَرِ چادرت از روی تمامِ دنیا جمع کردی و چند قطره از عسل نگاهت رویش چکاندی و دوباره گِلَم را وَرز دادی با سرپنجه هایت که ایمان می بارید از آنها و خشتم را پختی با بودنت. بنایم کردی دوباره. شدم یک موزه که وظیفه اش حفاظت از یک امانت بزرگ است. امانتی که زمین و آسمان از پذیرفتنش شانه خالی کردند. امانتی که حالا، هم اسمِ تو شده. راستی بانو جان، مبادا چشم ببندی، که خاک شدن را طاقت ندارم...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۳
زهرا اشرفی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی