۲۴ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۱۱
شکستن....
چیزهایی هست که شکستن اش صدا ندارد.می پیچد در خود آدم.در صدای آدم.می شود زیر صدای اش.می شود تاری از حنجره اش.می ریزد توی نگاه اش.انگار آینه شکسته باشند در آن.خرده شکسته ها باید جایی خودشان را نشان بدهند.گیر می کند لابلای مویرگ ها.آدم را می بندد.دست و پای آدم را می گیراند.سنگین می کندش.صدای قدم هایش خَش بر می دارد.انگار زیر گام هایش برگ ریخته باشند.پیشانی اش خطٌی می شود.لبخندش لاغر.گردن ِ گریه هایش کلفت! چیزهایی هست که وقتی می شکند،جایی در زمین ترک می خورد.ابری به آسمان اضافه می شود.تاریخ نوین ِ انسانی دیگر! چیزهایی که بعد از شکستن، تقویم را خلاصه می کنند:بهاری که بود؛ پاییزی که خواهد بود.
چیزهایی هست...بستگی دارد چقدر دوستش داشته باشی...
۹۷/۰۵/۲۴