انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

درباره بلاگ

پیرزن‌هایی در هزارویک شب هستند که آدم‌های عاشق را به وصال می‌رسانند. البته این‌ها فرق دارند با پیرزن‌های مکاری مثل ذات‌الدواهی در حکایت ملک نعمان‌. این پیرزن‌ها با چند سکه چنان عزم‌شان را در وصلت عاشقان جزم می‌کنند که حتی سرنوشت هم کوتاه می‌آید و تقدیر عوض می‌شود. اگر چند تا از همین پیرزن‌ها توی شهر بودند، بین دستفروش‌های مترو، در شلوغی بازار، میان روزمرگی دیگران چقدر خوب می‌شد. آن وقت لابد آدم‌هایی مثل شمس‌النهار و علی بن بکار هم پیدا می‌شدند که شب و روز در عشق هم تب کنند. حتماً روزی چند بار در شعف چشم‌هایی که برای هم برق می‌زدند ما هم به زندگی امیدوار می‌شدیم و چیزهایی را باور می‌کردیم که حالا به رؤیا و به خیال می‌مانند. راستش شهر ما به قصه‌های عاشقانه نیازمند است و این را نمی‌شود در هیچ روزنامه‌ای آگهی کرد.

۲۴ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۲۳

نمی دانم حرف که را باور کنم

نمیدانم حرف که را باور کنم .... 

حرف ها دیگران که اون تو را بازیچه خودش قرار داده .. که تو یکی بودی مثل هزار تای دیگه برایش بودی ... یا کسی که میاد براید سند میاورد که اون تورو طعمه خودش قرار داده بوده ... با چند نفر دیگه هم همین کار رو کرده بوده ...

حرف که باور کنم ...

 حرف این دل بیچاره را یا اون چشم ها و نگاه ها رو ... یا کلماتی که انگار برای من ساخته شدن !!

حرف که را باور کنم ؟!؟!؟


دل گیرم از این شهر سرد ...این کوچه های بی عبور



موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۴
زهرا اشرفی

نظرات  (۱)

۲۴ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۳۰ زهرا اشرفی
آه از دیگران ... آه از حرف ها و سناریوهای تکراری
کاش رو در رو می کردی هر کسی با هر فکت ی که در دست دارد ...

من همیشه با تو صادق بودم ... در همه چیز .. مخصوصا در احساسات م

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی