انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

درباره بلاگ

پیرزن‌هایی در هزارویک شب هستند که آدم‌های عاشق را به وصال می‌رسانند. البته این‌ها فرق دارند با پیرزن‌های مکاری مثل ذات‌الدواهی در حکایت ملک نعمان‌. این پیرزن‌ها با چند سکه چنان عزم‌شان را در وصلت عاشقان جزم می‌کنند که حتی سرنوشت هم کوتاه می‌آید و تقدیر عوض می‌شود. اگر چند تا از همین پیرزن‌ها توی شهر بودند، بین دستفروش‌های مترو، در شلوغی بازار، میان روزمرگی دیگران چقدر خوب می‌شد. آن وقت لابد آدم‌هایی مثل شمس‌النهار و علی بن بکار هم پیدا می‌شدند که شب و روز در عشق هم تب کنند. حتماً روزی چند بار در شعف چشم‌هایی که برای هم برق می‌زدند ما هم به زندگی امیدوار می‌شدیم و چیزهایی را باور می‌کردیم که حالا به رؤیا و به خیال می‌مانند. راستش شهر ما به قصه‌های عاشقانه نیازمند است و این را نمی‌شود در هیچ روزنامه‌ای آگهی کرد.

دست ها روی طاقچه، چشم ها در کشو... هیچ کدام به کارتان نمی آیند دیگر! هر دو از حدقه و از کتف کنده شده اند!


غذا خوردن، تایپ کردن، برداشتن و گذاشتن اشیا، رانندگی کردن، حمام کردن، و تمام این ها کار دست هاست، نه کار دست ها!! کار دست ها فقط نوازش است، و گرفتن دست های تو حتی در مسیرهای کوتاه تر از یک متر!


فیلم دیدن، چیز خواندن، گریه کردن، باز و بسته شدن به وقت خواب و بیداری، و تمام این ها کار چشم هاست، نه کار چشم ها!! کار چشم ها فقط زل زدن توی چشم های توست، آنجا که بی صدا می شود چه چیزها که نگفت!...


و حالا دست ها روی طاقچه، چشم ها در کشو...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۷
زهرا اشرفی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی