انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

انعکاس

آخرین خبر، سکوتی است که در شهر دهان به دهان می چرخد . . .

درباره بلاگ

پیرزن‌هایی در هزارویک شب هستند که آدم‌های عاشق را به وصال می‌رسانند. البته این‌ها فرق دارند با پیرزن‌های مکاری مثل ذات‌الدواهی در حکایت ملک نعمان‌. این پیرزن‌ها با چند سکه چنان عزم‌شان را در وصلت عاشقان جزم می‌کنند که حتی سرنوشت هم کوتاه می‌آید و تقدیر عوض می‌شود. اگر چند تا از همین پیرزن‌ها توی شهر بودند، بین دستفروش‌های مترو، در شلوغی بازار، میان روزمرگی دیگران چقدر خوب می‌شد. آن وقت لابد آدم‌هایی مثل شمس‌النهار و علی بن بکار هم پیدا می‌شدند که شب و روز در عشق هم تب کنند. حتماً روزی چند بار در شعف چشم‌هایی که برای هم برق می‌زدند ما هم به زندگی امیدوار می‌شدیم و چیزهایی را باور می‌کردیم که حالا به رؤیا و به خیال می‌مانند. راستش شهر ما به قصه‌های عاشقانه نیازمند است و این را نمی‌شود در هیچ روزنامه‌ای آگهی کرد.

۲۹ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۱۶

همیشه راهی هست

وقاحت به خیلی چیزهاست عزیزم، وقاحت به گل فرستادن نیست، من اگر وقیحانه گل می فرستم برای کسی که دوستش دارم، تو وقیحانه اجازه دادی هرچه حسادت و غم که دارم را تنهایی بارها به دل بریزم و باور کنم که تو همینی هستی که هستی و من باید همیشه از همه چیز راضی باشم چون تو به جای درک کردن می گذاری می روی!... مشکل از من است، من تو را دیوار کردم، دیواری که زندگی ام را به دو بخش تقسیم کرد و پیش از آمدنت را به یاد نمی آورم زیاد... و آنقدر محو است و بی رد و دور و دور و دور که پیش از تو نبوده ام انگار هرگز، تو اما گذشته ات را وقیحانه بکوب توی چشم من و اعتراضی اگر کردم در جا طلبکار هم بشو!!... و بگذار از ترسِ رفتنت و از مبادایِ رفتنت به جای هر اعتراضی گریه کنم و همیشه بگویم: ببخشید تو خوبی من بدم!... چقدر بیزارم از حسین این طرفِ دیوار! عشق نمی ارزید؛ به غرورم نمی ارزید، به اهمیت داده نشدن به بدیهی ترین نگرانی ها و خواسته هایم نمی ارزید... به این موجودِ ضعیفی که امروز هستم و جز دعا کردن برای برگشتنِ تو هیچ غلطی نمی کنم نمی ارزید... نمی ارزید عزیزم! من اشتباه کردم! اینکه گذشته ات را سرجهازیِ امروزمان کنی و بگویی همینی است که هست و اگر ناراحتی مشکل خودت است بی احترامی به کل رابطه است...، اینکه زهراجان را با بله جواب بدهی بی احترامی ست...، اینکه درست از همان ثانیه که اراده کردی بروی به بعد، حال من و حرفِ من دیگر به پشیز و پشم نیارزد بی احترامی به آدم بودن من است... بدون پس گرفتن واژه ی خداحافظ گوشی را قطع کردن...، و گذاشتن توی لیستِ سیاه بی احترامی ست... با اینهمه همیشه راهی هست، همیشه راهی باید باشد...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۹
زهرا اشرفی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی