آه ...
زهراجان من آدمِ هرزه ای نیستم ... با کسی هم تا الان فضای دوست دختر و دوست پسر نداشتم ... خوش انصاف من حد ارتباط م رو با سما توضیح دادم که یه رابطه یک طرفه ست و اون من رو میخواد، مریم رو کامل برات توضیح دادم که آخرش چی شد بعد به خاطر این موضوع به من میگی عقده ای؟
خوش انصاف من تو این چهارماه ه جز خندیدن تو کار دیگه ای کردم؟ برات کم نذاشتم ...
من تو رو برای همیشه خواستم و همچنان هم مصر هستم... تو سختی ها و شادی ها ، تو غم و ناراحتی ها و در هر شرایط بد و خوب همراهی ت کردم و همیشه سعی کردم بهترین مسیر رو بهت نشون بدم ... و در آخر به واسطه نمیدونم حرف دیگران یا تحلیل خودت من آدم هرزه ای هستم؟ من آدم باج گیر هستم؟
نه زهراجان ... حسین رستمی رو هنوز درست نشناختی ... اگر میشناختی کسی که اومد و این حرفا رو زد همونجا می زدی تو دهنش ...
بگذریم زهراجان ... اما بدون همه چیزایی که گفتی دروغ محض هست ... امیدوارم یک روز همه چی برات عیان بشه ... روزی که من کنارت نیستم و کس دیگه ای کنارت هست ...
اینجا هم تنها جایی هست ش که میتونم ذهن و فکر و دلتنگی و بیچارگیم رو میتونم منتشر کنم و عاشقیِ زهرایی رو می کنم که دوستش دارم ... عاشقیِ زهرایی رو می کنم که من رو میشناسه و دروغ هایی که به عشق ش نسبت میدن رو باور نمی کنه یا حداقل فرصت این رو میده که بهش ثابت بشه حقیقت نداره دروغ ها و اتهاماتی که نسبت دادن ...
من تا الان برای خواستن و نگه داشتنت کلی قدم برداشتم و همیشه باهات صادق بودم ... دیگه نمیخوام قدم ی بردارم و عقب نشینی می کنم تا وقتی که تو هم یک قدم ی برداری ...