۲۰ آذر ۹۷ ، ۰۱:۱۱
سوی غمگین جهان مال ماست...
باور به امید هر روز کمرنگتر میشود. تمام رؤیاهای ما بوی سوختگی گرفتهاند. ما به تمام فرداها بدبین شدهایم. نگران آدمهایی هستیم که هنوز پایشان به هیچ اتفاقی نرسیده، اسمشان از زندگی خط میخورد. به تمام خیالهایی فکر میکنیم که مثل ترنج وسط قالی، توی سرمان بافته بودیم به این امید که فردا روز بهتری است. خبرهای بد اما، از روزنههای نفوذناپذیر هم بیرون میزنند. دیگر تبلور لاجوردی هیچ خیالی، آنچنان خوشحالمان نمیکند، انگار وسط تمام داستانهایی نشستهایم که پر از سیاهی و تباهیاند. پر از دشواریهای زندگی، پر از غصههای ناتمام. پر از جبر سرنوشت و تقدیری که از پیش، زندگی ما را به غمگینترین حادثهها پیوند زده بود. اینجا که اسمش خاورمیانه است، خبری از خیالهای خوش نیست، هر روز که جنگ نباشد، دلایل دیگری برای یأس وجود دارد.
۹۷/۰۹/۲۰